
برای هر قطره اشکتxa0 تکه ای از قلبم xa0را دادم چندیست تپش قلبم کند تر شده تو بگو xa0تا کی طاقت تکه پاره شدن قلبم را داری؟ بانوی اندوه یک روز نبودنت را مردگی کردمxa0 امروز را بیا زندگی کنیم...
ادامه مطلب
دیشب شاهد دعوای رنگ ها بر سر نشستن بر روی ناخن زیبایت بودم چقدر به حالشان دلم سوخت که آنها بر انگشتت مینشینند و من در آغوشت چقدر در نظرم غم ها مسخره می آیند وقتی خنده ات را می بینم و چقدر خنده ها بی معنی می شوند وقتی غم صورتت را خاکستری می کند بانوی خاکستری امید این شب های تارم شدی کمی بیشتر بخند...
ادامه مطلب