دلنوشته های مغز مشوش بانو

متن مرتبط با «تنهایی من و خدا» در سایت دلنوشته های مغز مشوش بانو نوشته شده است

تولدت پرمهر

  • نیلوبلاگ

    امروز چشمان خورشید به چشمان تو روشن شدxa0 و بی شک خورشید درخشان تر است مهربان ترین برادر دلنشینی لبخندت را هرروز بر من ببخش مادر دهر از داشتن فرزندی چون تو بر خود می بالد خیلی خوشحالم از اینکه تو بدنیا آمدی عمرت بلند بختت سپید دخلت سرریز xa0 xa0 xa0 تولدت مبارک xa0...

    ادامه مطلب
  • تو

  • نیلوبلاگ

    باران هم آمد ولی تو نیامدی پس چه میگویند این شاعران شکم سیر پاییز xa0فصل عشاق است کدام عشق کدام عاشق وقتی تنهایی همچون رگبار باران بر تنم شلاق می زند و دلم گرفته تر از آسمان ابریست کم کم زنانگی ام از یادم می رود تو بگو چه می آید بر سر بانویی بدون زنانگی!!!!...

    ادامه مطلب
  • بارووووووون

  • نیلوبلاگ

    کسل و گرفته از خواب پامیشی خیلی بی حوصله لباس میپوشی و میری تو خیابون و اینجاس که غافلگیر میشی لبخندی به پهنای اتوبان همت میزنی و دستاتو باز می کنی تا در آغوش بگیریشxa0 با نهایت احساس زمزمه های عاشقانشو در گوشت میشنویxa0 سرمای وجودشو به گرمای آغوشای دروغی ترجیح میدیxa0 بوسه هاشو هرچند سطحی و سریع ، با عمق وجودت درک میکنی حالا می فهمی که چرا پاییز فصل عاشقاس چون تو عاشق بارونی...

    ادامه مطلب
  • این روزها

  • نیلوبلاگ

    این روزها ، پر از دردم از نبودن های تلخ و بودن های دردناک این روزها ، دلتنگم برای آغوش هایی که برویم باز نشد و برای قهوه هایی که خورده نشدxa0 تا ته فنجان تیره بدنبال آینده روشن باشم به گمانم برای روزگار باید عینک بزرگی بگیرمxa0 تا مرا همانگونه که هستم ببیند من آنقدر بزرگ نیستم که تحمل اینهمه درد را داشته باشم...

    ادامه مطلب
  • بوی پاییز

  • نیلوبلاگ

    بوی پاییز می آید بوی چتر های بسته زیر شرشر باران بوی نم موهای ژولیده بوی برگ هایی که خش خش کنان گلوی خیابان را می خراشند بوی نارنگی باز شده زیر نیمکت بوی مداد تراشیده کنار اینهمه بو پاییز بوی تورا کم دارد گرچه شهر بوی عشق می گیرد اما قلب من خالیست...

    ادامه مطلب
  • برای بانو

  • نیلوبلاگ

    بانو سیگار هم در دستان تو حس غرور داردxa0 که لب های زیبارویی چون تو بر آن بوسه می زند بلند بالای سپید روی من در لبخندت همه رنگ ها ، رنگ می بازند فقط قرمز جرات نشستن بر چهره دلنشینت را دارد اگر روزی اشک ریختیxa0 بدان هر قطره اشکت خاری بر دلم می گذارد حالا حکم با توست بمانم یا...........

    ادامه مطلب
  • پس از طوفان

  • نیلوبلاگ

    بانوی آرامش طوفانی امxa0 از شبق گیسوانت بوی مهر می تراود ای گرمترین آغوش بی منت دنیا ای مهربانیت بی قید ای مادر هزار فرزند به من بگو راز بوسه هایت چیست که اینگونه مرا بی قرار لب های اناریت کرده فصل مهر نزدیک است و بعد هر بارش عشق تنها تو ، سیگار و آغوش می طلبم...

    ادامه مطلب
  • ستاره کویر

  • نیلوبلاگ

    درخشان ترین ستاره آسمان گیسو کمند ظریف اندام زیبای صبورم چیزی به پایان فراق نمانده بگذار دمی چشم کویر محسور نگاه تو باشد کمی عشق بر آسمان بپاش از خاک شنیدم رازی نهفته دارد که جز تو با کسی نگوید من اینجا در انتظار می مانمxa0 تا تو با کشف راز دل خاک بازگردی بوسه ام بر باد برسد بر لب یار...

    ادامه مطلب
  • منتظر

  • نیلوبلاگ

    من منتظر چشم سیاهی بودم افسرده و غمگین به نگاهی بودم بیرون شده از شهر سیاهی بودم دل چرک شده ، ز بی گناهی بودم با آدم اشتباه سر می کردم با زندگی تباه سر می کردم با بار غم و گناه سر می کردم با اشک دل پر آه سر می کردم تا آه کشیدم ز بن جان ، آری جانسوز و جگرخراش آهی ، آری گفتم بروم درگه یاری ، آری من خسته شدم ، یار بکاهد باری صد شکر عجب یار عزیزی داریم با هم گل شادی به جهان می کاریم ما رفته که بیرق وفا بر داریم بر سر در خانه خدا بگذاریم...

    ادامه مطلب
  • تنهایی

  • نیلوبلاگ

    حس بدیهxa0 وقتی موقتی باشیxa0 وقتی حضورت مشروط به نبود بقیه باشه تنهایی حس بدیه!!!! هیچکس اندازه من درکش نکرد....

    ادامه مطلب
  • خودم

  • نیلوبلاگ

    صبحی دگر آمد که تورا باز ببینمxa0 من عاشق رویت شدم ای ماه جبینم زیبایی و اندام و بلندای کمندتxa0 گوید که کسی جز تو همی ناز نبینم گفتی دمی آسای سپس عزم سفر کن ای مه چه کنم تا همه عمر کنار تو نشینم آیینه مرا خوب شناسد که من هرروز شعری بسرایم بر آن یار اسیرم آن یار خودم باشم و آن عشق خودم نیز تا کی من ازین گلشن پربار نچینم...

    ادامه مطلب