
صبحی دگر آمد که تورا باز ببینمxa0 من عاشق رویت شدم ای ماه جبینم زیبایی و اندام و بلندای کمندتxa0 گوید که کسی جز تو همی ناز نبینم گفتی دمی آسای سپس عزم سفر کن ای مه چه کنم تا همه عمر کنار تو نشینم آیینه مرا خوب شناسد که من هرروز شعری بسرایم بر آن یار اسیرم آن یار خودم باشم و آن عشق خودم نیز تا کی من ازین گلشن پربار نچینم...
ادامه مطلب