
بانوی مهر دست خودم نیست اینهمه دوست داشتنت من به دستبندت حسودی میکنم که همواره دستانت را در دست دارد من به گوشواره هایت حسودی میکنم که هرروز در پس هر تکان ، بوسه بارانت می کنند من به گردنبندت غبطه میخورم که همیشه سر بر سینه بلورینت دارد بانو مرا ببخش من بیشتر از همه به آن ستاره چشمک زنی حسودی میکنمxa0 که نگاهت را خیره کرده دست خودم نیست عشق گاهی آدم را خودخواه میکند گاهی سرکش گاهی لجباز و گاهی فقط گاهی xa0..... دیوانه !!!!...
ادامه مطلب
چه کسی بهتر از تو می تواند بعد از هر صدا کردنیxa0 بگویدxa0 جان! و چقدر آهنگین است صدای بم مردانه اتxa0 سمفونی های موتزارت نیز کنار جذابیت صدای تو زانو می زنند سینه ستبرت پناهگاه امنی است مطمئنم این را از زیبایی لباس هایی فهمیدمxa0 که فقط بر اندام تو زیبا می نمود راستی شیرینی خنده های تو بیشتر است یا قطاب یزد؟؟؟؟؟...
ادامه مطلب
امشب /اهسته تورا باز تمنا کردم و خدا سخت گریست که تو آغوش مرا به حساب پدر دختری از جنس فریب طاق زدی یا تو بازیگر لیلی و مجنون بودی یا من آن اندازهxa0 احمق و ساده دل و زود..... بگذریم هرزمان یا تو بر اهوی قلبم می پرد به خودم ، به خدا قول عمیقی دادم که فراموش کنم چشم سیاهت ولی افسوس که با بانگ xa0ندایی و کمی یاد قدیمxa0 می شوم باز دچار xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 و من از تو xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0از این حس xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 xa0 ...
ادامه مطلب