
این روزها ، پر از دردم از نبودن های تلخ و بودن های دردناک این روزها ، دلتنگم برای آغوش هایی که برویم باز نشد و برای قهوه هایی که خورده نشدxa0 تا ته فنجان تیره بدنبال آینده روشن باشم به گمانم برای روزگار باید عینک بزرگی بگیرمxa0 تا مرا همانگونه که هستم ببیند من آنقدر بزرگ نیستم که تحمل اینهمه درد را داشته باشم...
ادامه مطلب
چه کسی بهتر از تو می تواند بعد از هر صدا کردنیxa0 بگویدxa0 جان! و چقدر آهنگین است صدای بم مردانه اتxa0 سمفونی های موتزارت نیز کنار جذابیت صدای تو زانو می زنند سینه ستبرت پناهگاه امنی است مطمئنم این را از زیبایی لباس هایی فهمیدمxa0 که فقط بر اندام تو زیبا می نمود راستی شیرینی خنده های تو بیشتر است یا قطاب یزد؟؟؟؟؟...
ادامه مطلب