
من منتظر چشم سیاهی بودم افسرده و غمگین به نگاهی بودم بیرون شده از شهر سیاهی بودم دل چرک شده ، ز بی گناهی بودم با آدم اشتباه سر می کردم با زندگی تباه سر می کردم با بار غم و گناه سر می کردم با اشک دل پر آه سر می کردم تا آه کشیدم ز بن جان ، آری جانسوز و جگرخراش آهی ، آری گفتم بروم درگه یاری ، آری من خسته شدم ، یار بکاهد باری صد شکر عجب یار عزیزی داریم با هم گل شادی به جهان می کاریم ما رفته که بیرق وفا بر داریم بر سر در خانه خدا بگذاریم...
ادامه مطلب
شده تاحالا بیخودی دلتنگ بشی ؟ ندونی دلتنگ کی و چی ؟! همون وقتی که آدما تورو نمی فهمن ، دیوارا فشار میاره بهت ، زندگی سخت میشه . این دقیقا همون وقتیه که اونی که باید باشه نیست . لزوما اون یه نفر جنس مخالف نیست ، گرچه اگه اون انگیزه ، عشقت باشه زندگی زیباتره . اما آدمی از جنس خودت که حرفاتو بفهمه کافیه . آدمش مهمه!!! بدون توجه به جنسیت ! یه جورایی دوست داری حرفاتو به کسی بگی . حتی حرفای عادی و معمولی . حرفای مسخره ، حرفای لوس ، حرفای جلف !! مگه مهمه چه چیزایی گفته بشه؟؟ همین که کنارت یه وجور پرمهر...
ادامه مطلب